الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
146
الغدير ( فارسي )
اين جا است كه جگرها از تشنگى مىگدازد و پيكرها با روان شدن خون سيراب مىگردد . اين جا است كه ماههاى درخشان روى نهان مىكنند خورشيد مىگيرد و ماه دو هفته به تاريكى مىگرايد اين جاست كه بردگان ستمكارانه سروران خويش را دربند مىافكنند و سران در دست پرستاران گرفتار مىآيند اين جا است كه پيكرها بر روى خاك سرنگون مىشود و خوراك جغد و كركس مىگردد . و اين جا است خانه اى كه ما را در آن به خاك مىسپارند . و هنگامى كه نويد داده شده با دشمن در پيشگاه يگانه داور مىايستيم سپس بانگ برداشت كه ياران ! اينك مرگ ! پس شيران شير شكار گام پيش نهادند . هر جوانمرد سپيد روى كه بود - با پيشانى درخشان - در كام آتش جنگ فرو رفت و از شرار آن نهراسيد چه آنان كه خدا را پاسخ داده و جانبازىهايشان را براى خدا مىشمردند و چه برگزيدگانى كه چنگ در آئين خداوند زدند آنان كه بنياد يلان را بركندند خود با پنجهء مرگ ريشه كن شدند و كسانى كه برآوردن آرزوها را از ايشان مىخواستند خود به دستبوس نيستى شتافتند و سپس نيك اسب دخترزادهء پيامبر بر او زارى كرد و با شيهه اى بلند و با پشتى تهى از سوار به سوى چادرها برگشت و چون بانوان پاك نهاد ، آن را ديدند سرو چهره اش را بر خاك ماليدن گرفت آنان زارى كنان و داغدار و ماتمزده نمايان شدند